به گزارش پایگاه خبری «حامیان ولایت»سازمان مجاهدین خلق که بعدها به علت خیانت ها و جنایت ها به سازمان منافقین معروف شد، در سالهای ۴۴ تا ۴۶ با هدف مبارزۀ مسلحانه با رژیم شاه تشکیل شد. اعضای این سازمان که به برکت قیام مردم و در آستانه پیروزی انقلاب از زندان های رژیم خلاصی یافته بودند، ادعای میراث خواری از انقلاب و گرفتن سهم بیشتر داشتند و از همین روزها بود که صف بندی علیه انقلاب اسلامی را در کنار گروهک های دیگر مانند طیفی از وابستگان رژیم شاه و ساواکیان و کمونیست ها آغاز کردند. سقوط بنی صدر اعضا و هواداران سازمان منافقین، که بعد از پیروزی انقلاب از ضعف دولت موقت و حمایت های بنی صدر کمال استفاده را برده و تشکیلات خود را گسترش داده بودند، در ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ دست به اغتشاشی خونین زدند. ساعاتی بعد مردمِ تهران، آشوبگران را سرکوب و جمعی را دستگیر کردند. پس از این اتفاقات و قرار گرفتن در لیست سیاه ملت در خارج از مرزهای ایران دست به عملیات روانی و ترور زدند و به کمک صدام در ماه های آخر جنگ، با ایجاد ارتش پوشالی از طریق مرزهای عراق و با حمایت ارتش عراق در سودای براندازی جمهوری اسلامی بودند و با این دیدگاه حمله جنگی گسترده ای از غرب کشور علیه رزمندگان اسلام آغاز کردند.

عملیات مرصاد نام نبردی بود که پس از پذیرش قطعنامه 598 توسط ایران و پایان جنگ ایران و عراق میان جمهوری اسلامی ایران و سازمان منافقین صورت گرفت. نام دیگر این عملیات فروغ جاویدان بود که توسط سازمان منافقین نهاده شد. فرماندهی این عملیات را برای ما شهید علی صیادشیرازی و فرماندهی سازمان منافقین را مسعود رجوی برعهده داشت. پس از چند روز درگیری درنهایت نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران بر منافقین پیروز شدند. حالا بیش از سه دهه از آن عملیات و روزها گذشته است.

تیرماه 67 بود در یک سخنرانی صدام حسین اعلام کرد که بعد از مدتی خواهید دید چگونه مجاهدین خلق به اعماق خاک خودشان نفوذ خواهند کرد و همینطور پیوستن مردم ایران به صفوف آنها را خواهید دید.


از آنسو مسعود رجوی هم در شب آغاز عملیات گفته بود: «براساس تقسیمات انجامشده، ۴۸ساعته به تهران خواهیم رسید… کاری که ما میخواهیم انجام دهیم در حد توان و اشل یک ابرقدرت است؛ چون فقط یک ابرقدرت میتواند کشوری را ظرف این مدت تسخیر کند… از پایگاه نوژه هم ترسی نداشته باشید؛ هر سهساعت به سهساعت دستور میدهم هواپیماهای عراقی بیایند و آنجا را بمباران کنند. پایگاه هوایی تبریز را هم با هواپیما هر سهساعت به سهساعت مورد هدف قرار خواهیم داد… علاوهبر آن، ضدهوایی و موشک سام۷ هم که داریم… هوانیروز عراق تا سرپل ذهاب بههمراه ستونها خواهد بود. از نظر هوایی ناراحت نباشید چون هواپیماهای عراقی پشتیبان ما هستند و تمام ماشینها بهصورت ستون حرکت میکنند.» اینها تصورات و شاید رویاهای او برای رسیدن به ایران و تهران بود. او که به آغوش دشمن آن زمان ایران پناه برده بود.


سرانجام عملیات مرصاد در تاریخ پنجم مرداد 1367 با رمز «یاعلی» در منطقه اسلامآباد غرب و کرند غرب در استان کرمانشاه آغاز شد و تعداد زیادی از نیروهای مهاجم در این عملیات کشته شدند.
آمار جنایات منافقین در سال 1367 تقریبا با دوران اوج خیانت رجوی و گروهک متبوعش در سال ۱۳۶۰ برابری میکند. در سال 1367 رجوی با تحریک صدام و با اثرگذاری بیشتر بر جنگ با دعوت طرفداران فراری خود از کشورهای مختلف و با پیوستن تعداد زیادی از زندانیانی که مورد رافت نظام اسلامی قرار گرفته بودند و آزاد شدند، دست به اجرای سه عملیات بزرگ زد. آن عملیاتها «آفتاب»، «چلچراغ» و «فروغ جاویدان» بودند که در این عملیاتها تعداد زیادی از مردم و نیروی نظامی به شهادت رسیدند.


براساس اسناد و مدارک خسارت منافقین در این عملیات اینگونه برآورده شده است: بیش از 120 دستگاه تانک، 400 دستگاه نفربر، 90 قبضه خمپارهانداز 80میلیمتری، 150 قبضه خمپارهانداز 60میلیمتری و 30 قبضه توپ 106میلیمتری منهدم شد، علاوهبر آن دهها دستگاه تانک، نفربر، خودرو و نیز صدها قبضه سلاح سبک و نیز مقادیری تجهیزات پیشرفته الکترونیکی و مخابراتی به غنیمت نیروهای اسلامی درآمد. در این عملیات، 4800 نفر از منافقان نیز کشته و یا زخمی شدند.
در عملیات مرصاد 304 نفر از رزمندگان میهن به درجه رفیع شهادت نائل آمدند. بنابر اعتراف منافقین در نشریه مجاهد در این عملیات بیش از 2000 نفر از افراد منافقین به هلاکت رسیدند که حداقل 16 نفر از آنها در زمره مسئولان سازمان مجاهدین خلق، شورای ملی مقاومت و ارتش- بهاصطلاح- آزادیبخش بودند.

شاهدان چه میگویند؟
حسین دهنوی که از رزمندگان غرب کشور در جریان عملیات مرصاد بود نیز مشاهدات خود از جنایات منافقین در اسلامآباد غرب را چنین روایت میکند: «منافقین مانند رعدوبرق به شهر حمله کردند. بعداز اینکه درگیر جنگ شهری شدیم، میدیدم که مردم، کوچهبهکوچه از دست منافقین فرار میکردند و این گروهک هم مردم را به رگبار میبستند؛ تعداد زیادی از مردم در این منطقه شهید و مجروح شدند. دراین بین ما درگیر بودیم و حتی فرصت نداشتیم که پیکرهای شهیدان و مجروحان را جمع کنیم و کار رزمی خودمان را ادامه دادیم. ما میدیدیم که منافقین برخی مردم را روی زمین خوابانده بودند و تیرخلاص به آنها میزدند.»

مرتضی ابراهیمی، مداح گردان مقداد لشکر ۲۷ محمدرسولالله میگوید: «جالب است بدانید که منافقین در عملیات مرصاد تا توانستند بچهها را مثله کردند. ما در آیین اسلام داریم که هیچ کشتهای را نباید مثله کنید ولی آنها مثله میکردند. به جنازه بعضی شهدا که میرسیدند، سر میبریدند و در بعضی موارد پوست صورت آنها را میکندند. وقتی به بعضی جنازههای آنها میرسیدم، میدیدم لباسهای بچههای سپاه را به تن کرده بودند. شرایطی برای منافقین مهیا شده بود که میخواستند از آن استفاده کنند. صدام حمایت میکرد، آمریکا حمایت میکرد، فکر کردند اگر بیایند شاید ما در موضع ضعف باشیم. به آنها گفته بودند شما اگر حمله کنید تا تهران پیشروی میکنید. منافقین با این دید حمله کرده بودند. اگر میدانستند به این شکل با ما روبهرو میشوند اصلا حمله نمیکردند. آنها نه جرأت و نه اینقدر عرضه داشتند که در برابر اراده ما بایستند؛ اراده و توانی که هنوز هم من در خود میبینم که در مقابل تمام توانشان بایستم.»
وی در ادامه میگوید: «فردای روزیکه درگیر شدیم یک وانت تویوتا آمد که در قسمت بارش یک پتو کشیده بودند. فکر کردم ماشین تدارکات است. پتو را کنار زدم دیدم هفت، هشت جنازه بیسر از بچههای خودمان داخلش بود. صحنه خاصی بود. زیاد پیش آمده بود که دست و پای قطعشده بچهها را دیده بودیم ولی این صحنه واقعا تکاندهنده بود. مخصوصا که ما در روزهخوانیهایمان از پیکر بیسر حضرت اباعبدالله(ع) یاد میکنیم. یکی از شهدای بیسر در آن وانت، شهید مجید دهقان بود که پیک گردان بود. گروهک تروریستی منافقین تا امروز بیش از 12 هزار نفر از مردم کشور را به شهادت رساندهاند. در سال 1367 منافقین 1503 نفر از مردم ایران را به شهادت رساندند. بیشترین تعداد شهدا مربوط به عملیات فروغ جاویدان و کمترین شهدا مربوط به بمبگذاری در تهران است؛ حمله مسلحانه شامل تپهزنی، خمپارهزنی و حمله نظامی میشود.»

این گروه کثیف
از دیگر جنایات این منافقین: اجساد ترورشده و سوخته شدن مادران باردار، نوزادان و کودکان در بیمارستان امام خمینی اسلامآباد بود و طلاق دادن زنان از همسران خود و سوءاستفاده جنسی از آنان، جداکردن فرزندان اعضا از والدین و فرستادن آنها به اروپا از دیگر جنایاتی است که ماهیت غیرانسانی این فرقه را برملا ساخت.
اما در تاریخ بیستویکم فروردین 1378 تاریخ تبلور جنایتی دیگر از سرسپردگان مسعود رجوی بود. امیر سپهبد علی صیادشیرازی جانشین ستادکل نیروهای مسلح به شهادت رسید.
منافقین اقدامات خیانتباری نظیر شنود مکالمات تلفنی و بیسیمها، تخلیه تلفنی از مراکز نظامی و دولتی، بازجویی از اسرای ایرانی، ترور فرماندهان و رزمندگان در شهرهای کشور، لو دادن عملیاتها، گرا دادن به دشمن بعثی برای بمباران مناطق مهم نظامی و غیرنظامی کشور و... مرتکب شدند که در سال 1367 موجب شهادت 1654 شهروند ایرانی شد.
سیدمحمود خیرالامور، پژوهشگر حوزه دفاع مقدس درخصوص شکست این عملیات میگوید: «در عملیات فروغ جاویدان منافقین قصد داشتند با بهرهگیری از ۲۵ تیپ سبک مکانیزه که حدود ۵۰۰۰ نفر را در آنها سازماندهی کرده بودند، در یک برنامه زمانبندیشده ۳۳ساعته خود را به تهران برسانند و نظام جمهوری اسلامی ایران را سرنگون کنند.
وی تصریح میکند که در ابتدای عملیات منافقین، ارتش عراق ارتفاعات و شهرهای مرزی را تصرف کرد و نیروهای منافقین را به سوی شهر کرمانشاه فرستاد و هواپیماهای عراقی با بمباران برخی پایگاههای هوایی ایران در مسیر تهاجم منافقین و نیز استفاده از آتش توپخانه، عملیات فروغ جاویدان را پشتیبانی کردند. شرایط بهگونهای بود که باور حمله نظامی سازمان منافقین به جبهههای جنگی و شهرهای ایران دشوار بود. به همین دلیل برخی مسئولان کشور خبر حمله منافقین را یک جنگ روانی و تبلیغاتی ارزیابی کردند.

ماموریتهای مشترک منافقین و بعثیها
با قبول قطعنامه 598 از سوی ایران، منافقین به کمک نیروهای بعثی، چهار هدف را برای خود ترسیم و برنامهریزی کردند.
مأموریت اول
عملیات ارتش عراق در منطقه غرب جهت انهدام باقیمانده نیروی زمینی ارتش بود که تاریخ آن حوالی اوایل مردادماه ۱۳۶۷ و نتیجه آن انهدام حدود ۲۵درصد نیروهای ارتش بود.

مأموریت دوم
عملیات ارتش عراق در جنوب جهت تصرف خرمشهر و آبادان و عملیات منافقین جهت حرکت بهسمت تهران و حداقل تصرف باختران و همدان در حوالی اواسط مردادماه ۱۳۶۷ به فاصله ۲ تا ۵ روز پس از عملیات خرمشهر- آبادان توسط عراق و نتیجه آن انهدام و درگیر کردن تمامی نیروهای سپاه و درگیری و پراکنده کردن نیروهای سپاه و بازکردن راه عراق در جنوب برای ادامه عملیات بود.

مأموریت سوم
عملیات ارتش عراق جهت تصرف مابقی خوزستان در اواخر مردادماه ۱۳۶۷ و نتیجه آن تصرف اهواز و بندر امام و نفت خوزستان و درگیر کردن کل توان نظامی جمهوری اسلامی بود.


مأموریت چهارم
عملیات منافقین جهت ادامه حرکت به تهران و تصرف تهران و ساقط کردن نظام، که با فاصله کمی از عملیات عراق جهت تصرف خوزستان بود و نتیجه آن نیروی منسجمی جهت مقابله با منافقین موجود نبوده و منافقین بهزعم خود موفق به تصرف هدف میشدهاند


تبریک پیروزی پیش از پیروزی!
مسعود رجوی فرماندهی منافقین را بر عهده داشت. اسم عملیات را هم گذاشته بود «فروغ جاویدان» و پیشاپیش به خاطر پیروزی تبریک هم گفته بود؛ «مطمئن هستیم که پیروزیم و از هم اکنون من این پیروزی را به شما و خلق قهرمان ایران تبریک میگویم... ما نباید این فرصت تاریخی را از دست بدهیم. باید حمله کنیم و کارش را یکسره کنیم. رژیم دیگر نیروی جنگی لازم را ندارد و نمیتواند نیروی جبهه را تأمین کند... ملت دیگر از جنگ خسته شدهاند و همه مخالف جنگ هستند و کسی به جبهه نمیآید. کسانی که در جبهه هستند افرادی هستند که آنها را بهزور از شهرها و روستاها دستگیر کردهاند و به جبهه فرستادهاند و میلی به جنگیدن ندارند!»

تصویری از خودروهای منهدم شده منافقین
کُردها جلویشان ایستادند
منافقین که اسم خودشان را گذاشته بودند «ارتش آزادیبخش» از مرزهای کرمانشاه وارد ایران شدند و شهرهای قصرشیرین و سرپل ذهاب و کرند غرب و اسلامآباد غرب را اشغال کردند و به سرعت رسیدند به ۳۰ کیلومتری غرب کرمانشاه. حالا چطور اینقدر سریع پیش آمدند؟ بخش عمده نیروهای ایرانی رفته بودند جبهه جنوب برای مقابله با یورش بعثیها. منافقین هم که حدود ۵ هزار نفر بودند و ۱۲۰ تانک زرهی و ۶۰ نفربر و ۶۰۰ دستگاه انواع خودرو دیگر داشتند از غرب پیش میآمدند و البته گمان میکردند خیلیها در ایران به آنها خواهند پیوست که اینطور نشد؛ به جایش گروههای مردمی از کُردها جلویشان ایستادند و پیشرویشان کمی کند شد.

پایان عملیات در تنگه چهارزبر
روبروی منافقین چه بود؟
منافقین از اسلامآباد در جاده آسفالت میرفتند به سمت کرمانشاه و تند هم میرفتند تا اینکه رسیدند کجا؟ همان ۳۰ کیلومتری غرب کرمانشاه؛ «تنگه چهارزبر». اینجا یک گروه از رزمندگان ایرانی منتظرشان بودند. چطوری؟ خیلی اتفاقی! نیروهای گردان قمربنیهاشم تیپ قائم (عج) سمنان که آماده بودند از خط مقدم بازگردند و بروند سمنان، شنیدند که دشمن در حال پیشروی است و رفتند در تنگه چهارزبر و شبانه در مسیر جاده خاکریز زدند. حدود ۷۰ نفر بودند و هنگام صبح گروه کوچک دیگری از رزمندگان به آنان پیوستند و همینها جلوی منافقین را سد کردند و جلوی پیشرویشان را گرفتند. مقاومت جانانهای هم کردند جلوی دشمن و بعدها رهبر انقلاب در سفر به سمنان یادشان را اینگونه گرامی داشتند: «تیپ قائم (عج) در عملیات مرصاد مهمترین نقش را ایفا کرد. شنیدم نقش تیپ قائم (عج) در عملیات مرصاد آنچنان بود که اگر نبود، دشمن ممکن بود تا کرمانشاه بیاید. آن که ایستاد؛ تیپ قائم (عج) بود. اینها در تاریخ میماند».

خب، جلوی منافقین که سد شد دیگر کار تمام بود؛ روبرویشان «علی صیاد شیرازی» را داشتند و عملیات مرصاد را با رمز یاعلی(ع) و تعداد کمی نیروهای ایرانی و بالگرد و هواپیمای جنگی و مقدار زیادی شجاعت که رزمندگان ایران داشتند و مقدار بیشتری درایت جنگی و ایمان و توکل که صیاد داشت. عاقبت کار هم معلوم است؛ منافقین کاملاً شکست خوردند و تمام.





